دوبیتی
6 مهر 1398
X

به دور از لاله های باغ رویت

شـدم آسیمـه سـر در آرزویت

اگـر شُل تر ببندی روسـری را

بسازم لانـه ای در لایِ مویت

3 مهر 1398
X

از دشت ِ هـزاره های زرخیز آمد

تا پشت ِ در ِ مهـر ِ غـزل ریز آمد

بر روی عروس مو طلا در بگشا

در کوچه صدای کفش پاییز آمد

27 شهریور 1398
X

همانا عشق واحساس آفریده

گلستانی پُــر از یاس آفـریده

به نام معجـزه تنـدیس زن را

به روی شمش الماس آفریده

24 شهریور 1398
X

در این وادی دلِ شـادی نمـانَد

نشــان از رنـگ ِ آبــادی نمــانَد

پریشانتر مگـردان خاطـرت را

که‌ از مـا یک نفس یادی نمانَد

13 شهریور 1398
X

مــنِ شـرجی زده اهـل جنوبم

بــه دنبـال نسیمی در غــروبم

پسین پا میگذارم روی ساحل

کـه تـن را بـر تـن دریـا بکوبم

10 شهریور 1398
X

مگــر بانـــو نمی دانی قشنـگی

میـان دلـربایان شـوخ و شنگی

نگاهت میزند بر هـر دلی چنگ

بـه چشمـانت قسم مِثل پلنگی

10 شهریور 1398
X

سرودِ بـرتر از شعــر و غـزل باش

برای مرد و زن ضرب المثل باش

جهـان را پــر بکـن از روشنـــایی

چـــراغِ سر درِ بیــن المـــلل باش

9 شهریور 1398
X

ﺍﮔـﺮ جسمم بسوزد از ﺗﺐ ﻋﺸﻖ

ﻟﺒﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﻡ ﺑــﺮ لب ﻋﺸﻖ

نبینی از وجـــــودم چیــز دیگر

مگر خاکسترم را ﺩﺭ ﺷﺐ ﻋﺸﻖ

6 شهریور 1398
X

به رخ کمتر بکش زیبایی ات را

نـــدارم طاقــت رعنــایی ات را

دلـم شد پر تپش وقتی شنیدم

صــدایِ تـق تـقِ دمپـایی ات را