دوبیتی
26 شهریور 1399
X

زر ِ زرد از دیار آورده پاییز

طلا در کوله بار آورده پاییز

خرامان از مسیر برگ ریزان

انار ِ خوشگوار آورده پـاییز

25 شهریور 1399
X

طـلا گیسوی تُرک ِ ماهرویم

شراب نم‌ نم سیب و هلویم

اگـر بـاغ نگاهــت را زدم زل

تـو را دیدم بـه رنگ آرزویم

21 شهریور 1399
X

نبایستی کــه از جـایـم بخــیزم

همین جا وعــده دارم با عـزیزم

فقط ای کافه چی آهسته بگذار

دو فنجان همدلی بر روی میزم

18 شهریور 1399
X

از بس که زدم زل به گلِ لبخندت

افتاده ام از فرط هوس در بندت

با آنکه لبت پر شده از شهد عسل

راضی نشوی تـا بچشم از قنـدت

12 شهریور 1399
X

زدی دست ِ رد بر سر سینه ام

که بی دل شدم یار ِ دیرینه ام

چنان از نگاه تو دورم که هیچ

غــروبی نتــابیبـــر آیـیـنه ام

11 شهریور 1399
X

به زودی سر گذارم روی دوشـت

بخوانم قصّه ی دل را به گوشت

خبـر دارم هوس ریـزد بـه ساغـر

لـب میگـون ِ مسـت ِ باده نوشت

10 شهریور 1399
X

لبـت گلبـوسـه‌ هــای نـاب دارد

هــزاران والــه ی بی تـاب دارد

تو فروردین تر از اُردی بهشتی

که باغت غنچه ی شاداب دارد

6 شهریور 1399
X

دلم از شوق دلبــر شور می زد

گمـانـم تنـبــک و تنبـور می زد

پیاپی می گـرفت از مـن بهانه

سپس درمایه ی ماهور می زد

4 شهریور 1399
X

نگاهم‌ زل که زد بر چشم مستت

رها شد تیــر عشق از ناز شستت

زدی بـا نـاوک مـــژگان بــه قلبـم

که دادم سرنـوشتم را بـه‌ دستت