دوبیتی
28 اسفند 1400
X

شقایق ناز و پاورچین بیاید

خرامان‌ از پس پرچین بیاید

خبر دارد که در پایان اسفند

بهار از عشق فروردین بیاید

22 اسفند 1400
X

هوایِ دهلران تا آسماری

معطر گشته‌ از بادِ بهاری

رسد از کوه‌ِ دالاهو پیاپی

به گوشم لحن آواز قناری

12 اسفند 1400
X

لبت انگور سرخ صادراتی ست

نمادی‌از قشنگی‌های ذاتی‌‌ ست

صدای شُر شُرِ گل خنده هایت

سرودی از ‌برای نسل‌ آتی ست

11 اسفند 1400
X

فرا بگرفته شهرم را غم و درد

اجاق زندگی‌خاموش و دلسرد

توانی در وجودم نیست سرباز

تفنگت را زمین بگذار و برگرد

1 اسفند 1400
X

سپید اندام ِ نازِ لب تمشکی

چه می آید به تو شال زرشکی

چه حالی میکنم وقتی بپوشی

سفید ِ ساده بر تنپوش ِمشکی

30 بهمن 1400
X

خلیج آبی ِ چَشمت قشنگ است

نگاه‌ِ‌ نازِ بی خَشمت‌ قشنگ‌ است

چه می آید به‌ رویت‌ سبز ِ تیره

بلوز و‌ دامنِ یَشمت قشنگ است

26 بهمن 1400
X

طــلا گیـسوی ِ عینـک آفتــابی

نکن‌ در‌ کوچه‌ ها لب را‌ شرابی

نمی خواهم غـزلخوانان شهرم

بگیــرند از نگاهـت شعــرِ نابی

19 بهمن 1400
X

رسید از باغ فروردین گزارش

بهار افتاده از نازت به کُرنش

شقایق را‌ بپوش از نو دلارا

بکش آینده ی گل را به‌چالش

3 بهمن 1400
X

اگر چه کمتر از کم آفریدند

شراب ناب نـم نـم آفـریدند

گِلی‌باعطر گُل آغشته کردند

زنی محبـــوب آدم آفریدند