دوبیتی
۲۱ دی ۱۳۹۸
X

ربـاعی از لـب ِ قنـــدت بریزد

گُل از دست هنـرمندت بریزد

مونالیزایِ چشمت سعی دارد

ژکوند از روی لبخندت بریزد

۱۸ دی ۱۳۹۸
X

اجـل در شهــر ما آواز دارد

هزاران توطئه در ساز دارد

پـرستو در فضـای آسمــانم

سقـوط ِ ممتـد ِ پروازِ دارد

7 دی 1398
X

طلا گیسو به زیتونِ دوچشمت

اسیرم کـرده افسونِ دوچشمت

به چشمانت زدم زُل،ناگهان شد

دلِ دیـوانه مدیـــونِ دوچشمت

3 دی 1398
X

بکر است ولی میوه ی نورس دارد

عیسا نفسی پاک و مقـــــدس دارد

در هلهلـه هـای شب ِ میـلادِ مسیح

مریم سخن ازجشن کریسمس دارد

2 دی 1398
X

همانروزی جفا راپیشه کردی

بـدی را سردرِ اندیشه کردی

بـه زعم آنکه گاهی پا نگیرم

تبـر را پاسبـانِ ریشـه کـردی

2 دی 1398
X

چه سوزِ سرمَدی آمد سراغم

چه دردِ ممتدی آمـد سـراغم

شروعِ ماهِ دی از خانه رفتی

زمستانِ بــــدی آمـد سـراغم

28 آذر 1398
X

به قدرِ یک بغل حرف نگفته

سخن ها دارد از درد ِ نهفته

نگـویید از انار و جشن چـلّه

که یلدا در میان بـرف خفته

25 آذر 1398
X

هوا از ســوزِ آهِ سینه سـرد است

اتاق ازسردی شومینه سرد است

شبـیـهِ سـگ زمستــان زوزه دارد

غروب از نخوَت آدینه سرد است

24 آذر 1398
X

دلم امشب هوای عشق دارد

تمنــا از خــــدای عشق دارد

نــوای دلنشین سیـم سنتور

طنینی از صدای عشق دارد