دوبیتی
23 آذر 1398
X

نظر دارم کـه امشب می بنوشم

اگـر امشـب ننـوشم کی بنـوشم؟

سبــو را پــر بکـن از خـون انگور

کـه میخواهم بـه یاد وی بنوشم

15 آذر 1398
X

چنانم می دهد غم تحت پیگرد

کـه از آزردگی می پیچم از درد

بیا در کــوچه های تنـگ شهـرم

غروب جمعه را بردار و برگــرد

5 آذر 1398
X

در آزادی قفس را می فروشند

در آبادی هوس را می فروشند

به هر جنبنده با خشم مسلسل

الفــبایِ نفـس را می فـــروشند

21 آبان 1398
X

قشنگی خوشگلی زیباترینی

بهشتی بهتــر از بـاغ بـرینی

بکن لبریزم از گلخنده هایت

که ضربآهنگ شعرِ دلنشینی

17 آبان 1398
X

دوتا چشم خمارت خواب دارد

لـب ســرخت شــراب ناب دارد

عزیـزم روی ماهت را نپـوشان

که شبها جلــوه ی مهتاب دارد

10 آبان 1398
X

حکایت از غــم دیـــرینه دارد

هزاران قصه را در سینه دارد

نگینِ روی بازوبنــدِ سهـــراب

نشان از رستم و تهمینه دارد

27 مهر 1398
X

به زیر شاخه ی سیب و سپیـدار

بخوان شعری ولی از عشق دلدار

پیاپی زخمــه زن‌ بــر سیم لرزان

بـزن "تار و بــزن تار و بــزن" تار

26 مهر 1398
X

دراین شب های سرد بی ستاره

بریز از گوشه ی چشمت شراره

چنــان‌ ریــزد پیاپی سوز سرما

کــه انـدازد نفــس را از شمـاره

10 مهر 1398
X

ای قاصدک از راهِ طـویل آمده ای

از منطقـه ی سبـزِ چَـویل آمده ای

با گوش خـودم شنیدم از باد صبا

دوش از طرف دخترِ ایل آمده ای