9 خرداد 1401

آن که لَه لَه در کرملین میزند
لیسه ها بر  پایِ پوتین میزند

از عطش‌افتاده‌در دامان شرق
کز مذلّت پرسه‌در‌ چین‌ میزند

بیگمان هرساله از مرگ‌ مغول
سینه بر  قبر ِ تموچین میزند

هم نوا  با کافران  باشد  ولی
با دغل بازی‌ دم از‌ دین میزند

آن‌قَدرافتاده‌مستأصل که باز
رو به  کشورهای لاتین میزند

نیشتری بایدزدن بر کهنه‌زخم
تا دُمل‌ این گونه چرکین‌میزند

شوکرانش گفته ام بانو عسل
شعر تلخی راکه شیرین‌میزند