4 شهریور 1399

نگاهم‌ زل که زد بر چشم مستت

رها شد تیــر عشق از ناز شستت

زدی بـا نـاوک مـــژگان بــه قلبـم

که دادم سرنـوشتم را بـه‌ دستت