3 مرداد 1399

بنــای همــدلی بــر دوش بُگذار
به روی نبض قلبم گوش بُگذار

بکــن بی تابـم از سیـب گناهت
کنـارم یـک بغــل آغــوش بُگذار

بــریز از بــوسه هـای زعفــرانی
دوفنجان از لبت دمنوش بُگذار

بزن معجونی ازگل ها به قوری
لبـالـب عطـر مـرزنجوش بُگذار

امـان از پچ پچ همسایه هامان
چـراغ خــانه را خاموش بُگذار

نهــانی راز دل را بــا تـو گفتـم
به روی گفته ام درپوش بُگذار

عسل بانو بیـا در عمــق خلسه
مرا درحال خود بیهوش بُگذار