29 شهریور 1394
سال ها با نشرِ خنده مهربانی کرده ای
رسمِ نیکِ مهربانی را جهانی کرده ای
از مسیرِ چشمهی انگورمیخوش ردشدی
لا به لای کوچه هاشیرین زبانی کرده ای
ایکهبامژگان خونریزت زدی تیرم بهجان
با مهارت خطِ ابرو را کمانی کرده ای
دخترِ دردانه یِ خانی که با تاب نگاه
بر جوانانِ رعیت پیشه خانی کرده ای
گرچه در دوران پیری با تو دارم گفتگو
عاشقم اینازِ خوشرو در جوانیکرده ای
نم نمِ گلواژه را ازبسکه پاشیدی به شعر
دل سرودم را پر از بارِ معانی کرده ای
ناخدایانِ سخن در تابِ توصیف تواند
بیگمان با حافظ و سعدی تبانی کرده ای
بانگاه شوخ وشنگ وعشوه ها بانو عسل
شاعر چشم خمارت را روانی کرده ای