18 تیر 1394
کم بکن ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎنی ها ﻣﺮﺍ دلبسته ﺗﺮ
تا مگر کمتر کنم وصف تو را ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮ
گوشهی چشمیﺑﭽﺮﺧﺎﻧﯽ،برایمﮐﺎﻓﯽﺍﺳﺖ
ﺭﺍﺯ ِ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻤﺎﻧﺪ سال ها ﺳﺮﺑﺴﺘﻪ ﺗﺮ
آنقَدَر وابسته ی مهر توام کز دوری ات
با نسیمی تار و پودم میشود بُگسسته تر
احتمالِ وصل باشد ورنه در پایان صبر
دردِ دوری میکند سرگشته را دلخسته تر
شُرشُر مویت که میریزد به رویِ ﺷﺎﻧﻪات
می شوند ازتاب زلفت عارفان ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺗﺮ
گفته بودی نشکنی شأنِ سکوت کوچه را
می کنی آهنگ ِ رفتن را ولی پیوسته تر
در نبودت چینیِ احساس من بانو عسل
در سکوتی بی تلنگر میشود بشکسته تر
ایناز
من میخوام بوس بوس بوس بوس کنم