20 مهر 1397
نغمه سازِ دف و چنگ است مرادِ من و تو
نه ریاکار و دو رنگ است مراد من و تو
بزن از راهِ تفأل به درِ حضرتِ عشق
پسِ در گوش به زنگ است مراد من و تو
گرچه از کوچه یِ رندان متمادی گذرد
بری از تهمت و ننگ است مراد من و تو
در پسِ میکده با مُحتسب و مفتیِ شهر
همچنان بر سر جنگ است مراد من و تو
نرسد ذهنِ بشر هیچ به اندیشه یِ او
ساحری زبر و زرنگ است مراد من و تو
صوفیِ دیرِ مغان را بکند خانه خراب
شرر رویِ شرنگ است مراد من و تو
بعد از این از غم تنهاییِ خود شکوه مکن
مونسِ هر دلِ تنگ است مراد من و تو
غزلی نغمه کن از حضرتِ حافظ که هنوز
مرجعِ شعرِ قشنگ است مـراد مـن و تو