آرشیو اردیبهشت 1399
29 اردیبهشت 1399
X

ندارم ره بـه جـایی ای گلِ ناز

به رویم لنگه ی در را بکن‌ باز

گـل ِ زیبـاتــر از بـاغ ِ شقـایق

تویی اردیبهشت شهـر شیراز

26 اردیبهشت 1399
X

وقتی نظــرم کـــردی در آن شب رویایی

از خود به درم کردی در آن شب رویایی

با آن کـه نگاهـم را از دست تــو دزدیدم

دیـوانـه تــرم کــردی در آن شب رویایی

در کـوچه ی آئینه از گـوشه ی چشمانت

زیــر و زبـرم کـــردی در آن شب رویایی

آخر چه خطا کـردم کـز نیـزه ی مـژگانت

بی بال و پـرم کـردی در آن شب رویایی

پیوسته بـه دنبالت می رفتم و میرفتی

خونین جگـرم کردی در آن شب رویایی

گفتم که بیا ای گل دوری تو مکن از من

دائـم حـذرم کـــردی در آن شب رویایی

دیدی کـه عسل بانـو افسرده شدم آخـر

از بس پکــرم کـردی در آن شب رویایی

25 اردیبهشت 1399
X

روشن بکـن از برق رُخت ﭘﻨﺠـﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ

کـز کــوچه فـراری بـدهی دلهــرﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ

بر پیکـر شب شعلـه بزن تا که سیاهی

پایین کشد از جلوه ی تو کرکرﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ

درسایه‌ ی طولانیِ شب عامل وحشت

گـردن زنـد از حکـم ِ شبح هوبره ها را

از بس کـــه ریـا در ده مـا سابـقه دارد

تشخیـص نـدادم سـره از ناسـره ها را

بر ساقه ی بی خوشه‌ ی گندم نزند پر

گنجشکی اگـــر بـو نبرد ﻣﻨﻈـــﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ

جـز مــریم ِ تنهـای مقـدس کــه بـداند؟

در خلوت خود استـرس باکـــره هـا را

بانـو‌ عسلم‌ غـم نگـذارد کــه بــه یادت

بـر پـا بکنـم غرفه ای از ﺧـﺎﻃـﺮﻩ ﻫﺎ ﺭا

4 اردیبهشت 1399
X

لحن سازم در غروب جمعه محزون میزند

پا به پایِ بغض نی باسِحر وافسون میزند

نغمه ها جاری شود از جوی ضرباهنگ ها

ساز دلکوک ِصبـا وقتی کـه موزون میزند

هم زمـان بـا آه ِ لیلی تنـــدر ِ شـلاق عشق

مِثل آتش بادهـا بـر پشت ِ مجـنون میزند

رقص نُت ها آورَد چنـگ ِ نکیسا را بـه یاد

هر زمـان نبض سه تارم در همایون میزند

از خلوص دل بگیرد راز هستی را به هیچ

آن کـه‌ جامی از شـراب ناب گلگون میزند

با شـروع تکنوازی زیـر و بـم گـم می شود

در تنـور سینـه ی سازی کـه قـانـون میزند

گرچه دل را با نـوای خـوش نوازد روزگار

فتنه ها می زاید از تاری که ایدون میزند

هـق هقم را بایـد از بانـو عسل پنهان کنم

تا نبیند سیل اشکـم را کــه بیـرون میزند